عشق به پاکی شبنم |
|||
چهار شنبه 11 بهمن 1391برچسب:, :: 1:56 :: نويسنده : باران
برسان باده که غم روی نمود ای ساقی حالیا عکس دل ما است در آیینهی جام دیدی آن یار که بستیم صد امید در او تیره شد آتش یزدانی ما از دم دیو تشنهی خون زمین است فلک، واین مه نو منتی نیست اگر روز و شبی بیشم داد بس که شستیم به خوناب جگر جامهی جان حق به دست دل من بود که در معبد عشق این لب و جام پی گردش می ساختهاند در فروبند که چون «سایه» در این خلوت غم ![]() نظرات شما عزیزان:
سلام وب خیلی قشنگی داری به منم سربزن
![]() ![]()
سلام وبلاگ خیلی خوب ومنظمی داری
خدا کنه همیشه همین طور باشی
آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |