عشق به پاکی شبنم |
|||
یک شنبه 24 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 2:12 :: نويسنده : باران
به آدمها به راحتی نزدیک نشوید ... آدمها شکستنی تر از آنند که بنظر می آیند ...!
![]() ![]() ![]()
یک شنبه 24 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:57 :: نويسنده : باران
پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 20:10 :: نويسنده : باران
مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ...
پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 20:0 :: نويسنده : باران
این روزها می گذرند…. ولی من به این سادگی از این روزهای تلخ نمی گذرم ………. چشمانم شب ترین است
پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 1:30 :: نويسنده : باران
سه شنبه 19 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 16:38 :: نويسنده : باران
و تـــو هنــــوز با تمـــام نبودنت , تمــــام بــــودن منـــــي . . .
می خواستم آنچه باشم که خدا می خواست.اما تقدیر من چیز دیگری بود.همیشه حرف هایم بوی گلایه می دهد و نگاهم شور اشک هایم را می زند؛و من دلواپس خاطرات جا مانده ام!شاید می خواستم اما نشد و تلخی پاییز داغ مهر را در اولین روز دلگیرش به پیشانی زاد روز من نهادنوشته هایم طعم شعر می دهد و سینه ام سنگین از غم نسلی که سوخت.دلم گریان از عشق تو شد ولی روز گار خوب با من تا نکرد .باشد روز ی که باید جواب پس بدیم .
اندکی فکر کن به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند. به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند : "روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد. به بچه هایی فکر کن که گفتند : "مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند. به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند. به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود، و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد. من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ، ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می کنم. من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که : آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند، و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند، گریه می کنم. به افراد دور و بر خود فکر کنید ... کسانی که بیش از همه دوستشان دارید، فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید، در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید. قدر لحظات خود را بدانید. حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛ زیرا اگر دیگر آنها نباشند، برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود شنبه 16 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 13:13 :: نويسنده : باران
![]() من زن شدم، تحملی پایدار!! یک دنیا از سیبی گفت که من چیدم .
![]()
![]() ![]() ![]() آخرین مطالب پيوندها
![]() نويسندگان |
|||
![]() |